چرا بعضی کودکان عاشق کتاب میشوند و بعضیها از آن فرار میکنند؟
تصور کنید کودکی را که به جای اینکه والدینش مجبورش کنند چند صفحه کتاب بخواند، خودش با اشتیاق سراغ کتاب میرود، داستانهای جدید را کشف میکند و حتی قبل از خواب منتظر چند دقیقه زمان مطالعه است. این تصویر برای بسیاری از والدین شبیه یک رویاست، اما واقعیت این است که علاقه به مطالعه یک ویژگی ذاتی و ثابت نیست؛ چیزی است که میتوان آن را به مرور زمان ساخت و تقویت کرد.
بسیاری از والدین فکر میکنند علاقه به کتاب خواندن باید از همان ابتدا در کودک وجود داشته باشد، اما معمولاً اینطور نیست. کودک در سالهای ابتدایی زندگی بیشتر از اینکه به خود کتاب علاقه داشته باشد، به تجربهای که همراه کتاب اتفاق میافتد واکنش نشان میدهد. اگر کتاب خواندن برای او با اجبار، امتحان، مقایسه با دیگران یا فشار همراه شود، ممکن است ذهن کودک خیلی زود مطالعه را به عنوان یک فعالیت خستهکننده در نظر بگیرد.
انتشارات نردبان؛ انتخابی برای رشد و یادگیری کودکان
اگر مایل به خرید کتاب کودک هستید، انتشارت نردبان را به شما توصیه می کنیم. همچنین میتوانید پیش از خرید، از هوش مصنوعی این سایت کمک بگیرید و کتاب مناسب کودک خود را انتخاب کنید.
انتشارات نردبان با تمرکز بر کتابهای کودک و نوجوان، مجموعهای متنوع از محصولات آموزشی و داستانی را منتشر میکند. کتابهای این انتشارات در دستههایی مانند داستانهای کودک، کتابهای تصویری، مهارتهای زندگی، آموزش احساسات، خلاقیت و تفکر، کتابهای علمی و سرگرمیهای آموزشی قرار میگیرند. هدف نردبان این است که کودکان در کنار لذت بردن از مطالعه، مهارتهای ذهنی، عاطفی و اجتماعی خود را هم تقویت کنند.
اگر کتاب با حس آرامش، کنجکاوی، ارتباط عاطفی و کشف کردن همراه شود، احتمال اینکه کودک در آینده به یک خواننده علاقهمند تبدیل شود بسیار بیشتر خواهد بود. در واقع هدف اصلی این نیست که کودک فقط تعداد مشخصی کتاب بخواند؛ هدف این است که رابطهای مثبت و ماندگار با مطالعه ایجاد شود.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از افراد تصور میکنند برای علاقهمند کردن کودک به کتاب باید روشهای پیچیدهای بلد باشند، در حالی که اغلب تغییرات کوچک در رفتار روزمره خانواده میتواند تاثیر بسیار بزرگی داشته باشد. گاهی فقط چند دقیقه مطالعه مشترک در روز، انتخاب کتاب مناسب یا ایجاد فضایی که در آن کتاب بخشی طبیعی از زندگی باشد، میتواند مسیر ذهنی کودک را تغییر دهد.
اما قبل از اینکه بخواهیم کودک را عاشق کتاب کنیم، باید یک سوال مهمتر را جواب دهیم: آیا خود ما واقعاً با کتاب رابطه خوبی داریم؟
کودکان بیشتر از حرفهای ما، رفتار ما را یاد میگیرند
یکی از مهمترین عوامل شکلگیری علاقه کودک به مطالعه، الگویی است که در محیط خانه میبیند. کودکان معمولاً رفتار والدین را بسیار بیشتر از توصیههای آنها تقلید میکنند. اگر کودک بارها ببیند که پدر یا مادرش برای یادگیری، سرگرمی یا آرامش سراغ کتاب میرود، ناخودآگاه کتاب را بخشی طبیعی از زندگی روزمره خواهد دانست.
فرض کنید والدینی همیشه به کودک میگویند: «باید بیشتر کتاب بخوانی»، اما خودشان بیشتر زمان آزادشان را با تلفن همراه یا تلویزیون سپری میکنند. کودک در چنین شرایطی بیشتر از جملهای که شنیده، رفتاری را که دیده یاد میگیرد. پیام پنهانی که دریافت میکند این است که کتاب خواندن یک وظیفه برای کودکان است، نه یک فعالیت لذتبخش برای همه افراد.
به همین دلیل یکی از اولین قدمها برای پرورش علاقه به مطالعه در کودک، ایجاد یک فرهنگ مطالعه در خانه است.
کودک باید احساس کند کتاب خواندن کاری است که آدمهای مورد علاقه و اعتمادش هم انجام میدهند.
همچنین صحبت کردن درباره کتابها اهمیت زیادی دارد. مثلاً بعد از خواندن یک داستان میتوان درباره شخصیتها، اتفاقات جالب یا پایان داستان گفتگو کرد. این کار باعث میشود کتاب از یک فعالیت فردی و خاموش به یک تجربه اجتماعی و جذاب تبدیل شود.
البته اگر شما در گذشته زیاد اهل مطالعه نبودهاید، هیچوقت برای شروع دیر نیست. حتی شروع کردن مطالعه توسط والدین زمانی که کودک بزرگتر شده، میتواند یک پیام قدرتمند داشته باشد: یادگیری و کشف کردن محدود به سن خاصی نیست.
کتاب خواندن را به یک تجربه لذتبخش تبدیل کنید، نه یک وظیفه اجباری
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که مطالعه را تبدیل به یک تکلیف میکنند. وقتی کودک احساس کند بعد از بازی، مدرسه یا فعالیتهای مورد علاقهاش مجبور است کتاب بخواند، احتمالاً مقاومت بیشتری نشان خواهد داد.
ذهن انسان به طور طبیعی به سمت فعالیتهایی جذب میشود که با احساس خوب همراه هستند. اگر تجربه اولیه کودک از کتاب شامل آرامش، خنده، داستانهای هیجانانگیز و لحظات صمیمی با والدین باشد، مغز او ارتباط مثبتی میان کتاب و لذت ایجاد میکند.
به همین دلیل بهتر است در سالهای ابتدایی، کیفیت تجربه مطالعه مهمتر از تعداد کتابهایی باشد که کودک تمام میکند. خواندن چند صفحه با علاقه و کنجکاوی، ارزشمندتر از تمام کردن یک کتاب کامل با بیحوصلگی است.
هدف اصلی این نیست که کودک را مجبور کنیم بیشتر بخواند؛ هدف این است که کاری کنیم خودش بخواهد بیشتر بخواند.
برای ایجاد این حس میتوان از روشهای سادهای استفاده کرد. مثلاً هنگام خواندن داستان، احساسات شخصیتها را با تغییر صدا نشان دهید، درباره اتفاقات داستان سوال بپرسید یا اجازه دهید کودک پایان داستان را حدس بزند. این تعامل باعث میشود کودک فقط شنونده نباشد، بلکه وارد دنیای کتاب شود.
همچنین نباید مطالعه فقط به زمان قبل از خواب محدود شود. درست است که قصه شب یک عادت بسیار ارزشمند است، اما بهتر است کتاب در موقعیتهای مختلف زندگی حضور داشته باشد؛ در سفر، هنگام استراحت، در زمان انتظار یا حتی زمانی که کودک درباره موضوعی کنجکاو شده است.
گاهی یک سوال ساده کودک مانند «چرا آسمان آبی است؟» میتواند فرصتی عالی برای باز کردن یک کتاب علمی و تبدیل کردن یادگیری به یک ماجراجویی باشد.
چگونه کتاب مناسب سن و علاقه کودک را انتخاب کنیم؟
یکی از مهمترین عواملی که میتواند یک کودک را به کتاب علاقهمند کند، انتخاب کتابی است که با دنیای ذهنی، سن، تجربهها و علایق او هماهنگ باشد. گاهی والدین با نیت خوب، کتابهایی را انتخاب میکنند که از نظر محتوایی ارزشمند هستند، اما برای کودک جذابیتی ندارند. نتیجه این میشود که کودک تصور میکند کتاب خواندن فعالیتی خستهکننده است، در حالی که مشکل اصلی نه خود مطالعه، بلکه انتخاب نامناسب کتاب بوده است.
کودکان در هر مرحله از رشد، نیازهای متفاوتی دارند. کودکان خردسال معمولاً جذب تصاویر، رنگها، داستانهای کوتاه و شخصیتهای دوستداشتنی میشوند. برای آنها تصویر بخش مهمی از داستان است و حتی قبل از اینکه بتوانند کلمات را بخوانند، از طریق تصاویر با مفهوم کتاب ارتباط برقرار میکنند.
با بزرگتر شدن کودک، علاقههای او مشخصتر میشود. یک کودک ممکن است عاشق داستانهای تخیلی باشد، کودک دیگری به حیوانات علاقه داشته باشد و کودک دیگری از کتابهای علمی یا ماجراجویی لذت ببرد. مهم است که والدین به جای تحمیل سلیقه خودشان، به نشانههای علاقه کودک توجه کنند.
بهترین کتاب برای کودک، همیشه معروفترین یا آموزشیترین کتاب نیست؛ کتابی است که کودک را مشتاق ورق زدن صفحه بعدی کند.
گاهی والدین نگران هستند که کودکشان فقط کتابهای داستانی یا تخیلی را انتخاب میکند و سراغ کتابهای آموزشی نمیرود. اما باید بدانیم که هر نوع مطالعهای میتواند مهارتهای ذهنی کودک را تقویت کند. داستانها قدرت تخیل، همدلی، درک احساسات و مهارت حل مسئله را افزایش میدهند. حتی خواندن یک داستان ساده درباره یک شخصیت خیالی میتواند کودک را با مفاهیمی مثل دوستی، مسئولیتپذیری، شجاعت یا مدیریت احساسات آشنا کند.
بهتر است به جای اینکه همیشه انتخاب کتاب را به عهده خودتان بگیرید، به کودک اجازه دهید در انتخاب نقش داشته باشد. بردن کودک به کتابفروشی، نشان دادن چند گزینه مختلف یا حتی اجازه دادن به او برای انتخاب کتابی که ظاهرش برایش جذاب است، باعث میشود احساس مالکیت بیشتری نسبت به تجربه مطالعه پیدا کند.
گاهی همین آزادی کوچک در انتخاب میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
اجازه دهید کودک خودش مسیر مطالعه را کشف کند
یکی از رازهای ایجاد علاقه بلندمدت به مطالعه این است که کودک احساس کند کتاب خواندن انتخاب خودش است، نه کاری که دیگران به او تحمیل کردهاند. انسانها معمولاً زمانی با علاقه بیشتری کاری را انجام میدهند که احساس اختیار داشته باشند.
وقتی والدین دائماً میگویند: «باید این کتاب را بخوانی»، «این کتاب بهتر است»، «باید هر روز مطالعه کنی»، ممکن است حتی یک فعالیت مثبت مانند کتاب خواندن برای کودک تبدیل به یک فشار بیرونی شود.
البته ایجاد نظم و عادت مطالعه اهمیت دارد، اما بین «تشویق کردن» و «اجبار کردن» تفاوت زیادی وجود دارد.
کودکی که احساس کند کتاب خواندن انتخاب خودش است، احتمال بیشتری دارد که در آینده هم بدون نیاز به یادآوری مطالعه کند.
برای ایجاد حس انتخاب، میتوانید چند گزینه مناسب در اختیار کودک قرار دهید. مثلاً به جای اینکه بگویید «امشب این کتاب را بخوانیم»، بگویید: «دوست داری امشب داستان حیوانات را بخوانیم یا داستان ماجراجویی؟» هر دو انتخاب از نظر شما مناسب هستند، اما کودک احساس میکند در تصمیمگیری نقش دارد.
همچنین نباید انتظار داشته باشید کودک همیشه یک سبک خاص از کتاب را دوست داشته باشد. علایق او ممکن است با گذشت زمان تغییر کند. شاید مدتی فقط داستانهای تخیلی بخواند، بعد به کتابهای علمی علاقهمند شود یا مدتی فقط کتابهای تصویری را دوست داشته باشد.
این تغییرات بخشی طبیعی از رشد ذهنی کودک هستند و نباید با محدود کردن انتخابهای او جلوی آن را گرفت.
برای مطالعه یک زمان مشخص ایجاد کنید، اما انعطافپذیر باشید
ایجاد عادت یکی از موثرترین روشها برای تبدیل مطالعه به بخشی از زندگی کودک است. همانطور که کودک به زمان خواب، غذا خوردن یا بازی عادت میکند، میتواند به داشتن زمانی برای کتاب خواندن هم عادت کند.
اما نکته مهم این است که این زمان نباید تبدیل به یک قانون خشک و استرسزا شود. هدف از ایجاد برنامه مطالعه این نیست که کودک احساس کند هر روز باید یک وظیفه دیگر را انجام دهد؛ هدف این است که کتاب به شکل طبیعی وارد برنامه روزانه او شود.
برای بسیاری از خانوادهها، زمان قبل از خواب فرصت مناسبی برای مطالعه است. این زمان معمولاً آرامتر است و باعث ایجاد یک ارتباط عاطفی قوی بین کودک و والدین میشود. کودک نه تنها داستان میشنود، بلکه احساس امنیت، توجه و نزدیکی را نیز تجربه میکند.
با این حال، مطالعه میتواند در زمانهای دیگری هم اتفاق بیفتد.
مهمتر از مدت زمان مطالعه، استمرار آن است. چند دقیقه مطالعه روزانه میتواند تاثیر بیشتری از چند ساعت مطالعه پراکنده داشته باشد.
همچنین اگر یک روز کودک علاقهای به کتاب نشان نداد، نباید آن را به یک مشکل بزرگ تبدیل کرد. گاهی کودکان خسته هستند، ذهنشان درگیر موضوع دیگری است یا نیاز دارند نوع دیگری از سرگرمی را تجربه کنند. هدف این است که رابطه کودک با کتاب همیشه مثبت باقی بماند.
اگر کودک شما از کتاب خواندن خوشش نمیآید، چه کار کنیم؟
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودکشان علاقهای به مطالعه ندارد، سریع نتیجه میگیرند که او «کتابخوان نیست». اما این نتیجهگیری معمولاً درست نیست. بیشتر مواقع مشکل از این است که کودک هنوز ارتباط مناسبی با کتاب پیدا نکرده است.
ممکن است کتابهایی که تاکنون انتخاب شدهاند مناسب علاقه او نبوده باشند، شاید روش معرفی کتاب جذاب نبوده یا شاید کودک تجربههای ناخوشایندی از مطالعه داشته است.
اولین قدم این است که فشار را کم کنید. اگر هر بار که کودک کتاب را باز میکند با سوالهایی مثل «چند صفحه خواندی؟»، «چرا تمامش نکردی؟» یا «چرا مثل فلانی کتاب نمیخوانی؟» مواجه شود، احتمالاً احساس منفی بیشتری نسبت به مطالعه پیدا خواهد کرد.
به جای تمرکز روی نتیجه، روی تجربه تمرکز کنید. حتی نگاه کردن به تصاویر یک کتاب، گوش دادن به داستان یا خواندن چند صفحه کوتاه هم میتواند شروع خوبی باشد.
گاهی عشق به مطالعه از یک کتاب کامل شروع نمیشود؛ از یک لحظه کوچک کنجکاوی شروع میشود.
همچنین میتوانید کتاب را به علایق دیگر کودک مرتبط کنید. اگر کودک به فوتبال علاقه دارد، کتابهایی درباره بازیکنان، تاریخ فوتبال یا داستانهای ورزشی پیدا کنید. اگر عاشق حیوانات است، کتابهایی درباره زندگی حیوانات یا ماجراهای آنها انتخاب کنید.
هدف این نیست که کودک ابتدا عاشق کتاب شود و بعد موضوع مورد علاقهاش را پیدا کند؛ گاهی مسیر برعکس است. کودک ابتدا عاشق یک موضوع میشود و از طریق همان موضوع به کتاب علاقه پیدا میکند.
محیط خانه چگونه میتواند علاقه به مطالعه را بیشتر کند؟
محیطی که کودک در آن رشد میکند تاثیر زیادی روی نگرش او نسبت به کتاب دارد. لازم نیست حتماً یک کتابخانه بزرگ و حرفهای در خانه داشته باشید؛ مهمتر از تعداد کتابها، حضور طبیعی کتاب در زندگی روزمره است.
اگر کتابها همیشه در دسترس باشند، کودک بیشتر احتمال دارد سراغ آنها برود. قرار دادن چند کتاب در اتاق کودک، کنار تخت یا در فضای بازی باعث میشود کتاب بخشی از محیط آشنای او باشد.
کتاب باید برای کودک شبیه یک وسیله کشف کردن باشد، نه یک وسیله تزئینی که فقط روی قفسه قرار دارد.
همچنین خوب است در خانه درباره کتاب صحبت شود. میتوانید درباره داستانی که خواندهاید صحبت کنید، نظر کودک را بپرسید یا حتی درباره یک شخصیت کتاب با او گفتگو کنید.
این گفتگوها باعث میشوند کودک متوجه شود کتاب فقط مجموعهای از کلمات نیست؛ راهی برای فکر کردن، خیالپردازی و ارتباط با دیگران است.








